زندگی جنبش و جاری شدن است

 

 

 

 خار خندید و به گل گفت سلام و جوابی نشنید

 خار رنجید ولی هیچ نگفت....ساعتی چند گذشت...

 گل چه زیبا شده بود،دست بی رحمی نزدیک آمد

 گل سراسیمه ز وحشت افسرد...

 لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید...

 صبح فردا که رسید...خار با شبنمی از خواب پرید...

 گل صمیمانه به او گفت سلام !

 گل اگر خار نداشت...دل اگر بی غم بود....

 اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود

 زندگی،عـشـق،اسـارت،قهروآشتی ، همه بی معنا بود...

 زندگی با همه ی وسعت خویش

 محفل ساکت و غم خوردن نیست

 حاصلش تن به غذا دادن و افسردن نیست

 اضطراب و هوس دیدن و نادیدن نیست

 زندگی جنبش و جاری شدن است

 زندگی کوشش و راهی شدن است

 از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا می داند

 زندگی چون گل سرخی است

 پر از خار و پر از برگ و پر از عطرلطیف

 یادمان باشد اگر گل چیدیم

 عطر و برگ و گل و خار ، همه همسایه ی دیوار به دیوار همند

۰۹:۴۱

دل نوشته ها

چون تو حاضر می شوی
من غایب از خود می شوم...
پیوندها
Designed By Erfan Powered by Bayan